اریک اشمیت

اریک اشمیت می گوید «علم کامپیوتر چیزی بیش از نوشتن کد است و کد نویسی هم چیزی بیش از نوشتن برنامه ها . توسعه دهندگان مهندسان آزادی انسان ها هستند.»

ده برنده در سخت کوشی

این مطلب از وبسایت بانکی برداشت شده

افراد موفق در هر عرصه و حوزه ای که باشند، اغلب وقتی راجع به راز و رمز موفقیتشان از آنها سوال می کنید، از تلاش و پشتکار خود به نیکی یاد می کنند و به نوعی موفقیتشان را مدیون این پشتکار و پیگیری می دانند.

 

به گزارش بانکی دات آی آر، شاید برای خیلی ها باور کردنی نباشد که افراد موفق و ستارگانی چون مایکل جردن، تیم کوک، مارسیا میر و امثال آنها چه مراحلی را طی کرده اند که به اینجا رسیده اند و حالا از آنها به نیکی یاد می شود.

آنچه مسلم است اینکه این افراد سختی های زیادی را متحمل شده اند تا جایگاه فعلی شان را به دست آورند:

۱٫ مایکل جردن

کمتر کسی است که اهل ورزش و به ویژه بسکتبال باشد و نام مایکل جردن ستاره لیگ حرفه ای بستکتبال آمریکا را نشنیده باشد. او اما به این سادگی ها به جایگاه امروز نرسیده است.

زمانی که مایکل به تازگی وارد لیگ حرفه ای شده بود، کیفیت پرتاب هایش چندان جالب نبود، اما او برای برطرف کردن این مشکل دست روی دست نگذاشت و در فصل تعطیلات لیگ روزانه صدها پرتاب انجام می داد تا بالاخره توانست به جایگاه ایده آل و مورد نظرش برسد.

 

 

۲٫ هوارد شولتز

مدیر عامل استارباکس هم تلاش زیادی کرده که استارباکس به بزرگترین کافی شاپ زنجیره ای در سراسر جهان تبدیل شود.  

او از آن جمله مدیرانی نبود که ستاره سهیل باشند و اصولا و اساسا نتوان آنها را پیدا کرد، بلکه برعکس ساعت ۶ صبح سر کارش حاضر می شود تا ۷ شب هم به کار ادامه می دهد. همین پیگیری ها امروز استارباکس را به این جایگاه رسانده است.

 

۳٫ مارک کوبان

 

مالک تیم بستکتبال دالاس ماوریکز آمریکا از همان دوران کودکی به این فکر می کرد که روزی آنقدر پول داشته باشد که روی مبل لم داده، پایش را روی پای دیگران بگذارد و از زندگی لذت ببرد.

او که در کودکی کیسه زباله می فروخت، پس از اینکه درابتدا وارد عرصه تکنولوژی شد، کم کم به بسکتبال، رشته مورد علاقه اش روی آورد و حالا صاحب تیم دالاس ماوریکز است.

 

۴٫ جفری ایملت

مدیرعامل جنرال الکتریک هم دست کمی از سایر همتایانش ندارد و ۱۰۰ ساعت کار کردن در هفته به مدت ۲۴ سال او را به این جایگاه رسانده است.

او همواره سعی کرده است تا با چالش های پیش رویش در بیزینس به درستی برخورد کند و با وقت گذاشتن روی آنها راه چاره را پیدا کند.

 

۵٫ تیم کوک

نسشتن روی صندلی استیو جابز فقید کاری است که از هر کسی برنمی آید، اگرچه در طول دقیقا یک سالی که از مرگ مدیرعامل پیشین اپل می گذرد، این شرکت اقتدار زمان جابز را نداشته است، اما این دلیل بر بی کفایتی امثال کوک نیست.

او از وقتی مدیرعامل اپل شده، راس ساعت ۴:۳۰ صبح برای کارمندانش ایمیل ارسال می کند. وی همچنین اولین کسی است که پا به شرکت می گذارد و آخرین کسی است که آنجا را ترک می کند. 

 

۶٫ کارلوس گوسن

گوسن مالک دومین شرکت بزرگ خودروسازی در دنیاست و طبیعتا تفاوت هایی با دیگران دارد که بر این مسند تکیه زده است. او در طول هفته ۶۵ ساعت کار می کند و هر ماه ۴۸ ساعت را در حال پرواز و بر فراز آسمان است.

او طی یک ماه اندیشه ای را شرکتش پیاده کرد که باعث صرفه جویی در این شرکت شد، اندیشه ای که از نطر خیلی ها جامه عمل پوشاندن به آن امری غیرممکن بود.

 

۷٫ ونوس و سرنا ویلیامز

خواهران ویلیامز که تنیس زنان دنیا را به تسخیر خود در آورده اند، بیشترین وقت از عمر خود را دز زمین تنیس گذرانده اند.

آنها در اوج جوانی و روزهایی که باید مثل همسالان خود بیش از هر چیز فکر تفریح باشند، هر روز راس ساعت ۶ صبح از خواب بیدار شده و عازم زمین تنیس می شده اند. بعد از مدرسه هم تنیس مهمترین فعالیت روزانه این دو خواهر بود.

 

۸٫ ماریسا مایر

مدیرعامل جدید یاهو را بیش از هر چیز با برنامه ریزی ها و استقامتش می شناسند. او زمانی که در گوگل بود، ۱۳۰ ساعت از کل ۱۶۸ ساعت هفته را در محل کار سپری می کرد و حتی گاهی پشت میزش می خوابید!

حتی کسانی که از او انتقاد می کنند، اذعان دارند که او ۲۴ ساعت شبانه روز و هفت روز هفته را کار می کند.

 

۹٫ کوبه برایانت

ستاره تیم بسکتبال لس آنجلس لیکیرز هم از جمله کسانی است که به معنای واقعی کلمه نشان داد در ناامیدی بسی امید است.

پس از اینکه یکی از انگشت هایش شکست و از حالت طبیعی خارج شد، به جای کنار گذاشتن بسکتبال و خانه نشینی، تکنیک پرتاب ها  و شوت هایش را کاملا عوض کرد و مطابق با شرایط جسمی اش توانست تکنیک نویی را برای اینکار ایجاد کند.

۱۰٫ ایندرا نویی

خانم نویی که حالا قدرتمندترین زن در عرصه تجارت محسوب می شود و برند شرکتش هم ارزشمندترین برند در سراسر دنیاست، روزگاری که درحال تحصیل بود، کار خود را از ساعت ۵:۳۰ صبح به عنوان منشی آغاز می کرد تا بتواند خرج خودش را بدهد.

او حالا هم دست از کار نکشیده و ساعت ۷ صبح سر کارش حاضر می شود و کمتر پیش می آید که زودتر از ۸ شب محل کارش را ترک کند.

 

 

این مطلب از وبسایت بانکی برداشت شده

علی حاجی محمدی

از اونجایی که خیلی از علی حاجی محمدی الهام گرفتم و دارم می گیرم. می خواستم مطلب اولم رو از برنده ها به این جوان فعال اختصاص بدم.

تعریف من از علی حاجی محمدی برای خودم اینه که ایشون همون آدم معمولی هستند مثل همه آدمها با این تفاوت که به اتفاقات کوچک و تاثیرات کوچک اهمیت میده و بعد از چند سالی که دورادور می شناسم از همین اتفاقات کوچیک تو زندگیش یه مجموعه ارزشمندی ساخته به نام علی حاجی محمدی.

در ادامه بخشی از یک مصاحبه از ایشون رو میارم و اگر براتون جالب بود لینک مطلب رو در انتها میزارم تا از دستش ندید.

برنده شدن دقت میخاد. یک درصد بیشتر از بقیه.

 

مصاحبه سایت بهرام پور با علی حاجی محمدی

علی حاجی محمدی:خیلی خوشحالم که تو جمعتون هستم یه معذرت خواهی هم می خوام بکنم از شما بخاطر اینکه دیر اومدم، خواهش می کنم، اسنپ گرفته بودم که استرس آدرس پیدا کردن، جا پیدا کردن نداشته باشم ولی استرسم دوچندان شد هم باید به راننده ی اسنپ آدرس می دادم هم باید آرومش می کردم می گفتم آقا نگران نباش می رسیم،خلاصه استرسم دوچندان شد.قدیما کلاً فامیلیا نصف فامیلیا محمدی بود نصف فامیلیا یه سری چیز دیگه ما هم از همون نسل محمدی هستیم که جدمونم خیلی بیکار بوده می رفته مکه.

محمد پیام بهرام پور:دائماً

علی حاجی محمدی:آره راه به راه می رفته مکه بعد بهش صفت حاجی دادند الان فامیلی من حاجی محمدیِ.در حول وحوش هفت هشت ده سال پیش که تازه با دنیای آی تی آشنا شده بودم و علاقه مند شده بودم به این حوزه، تنها منبعی که مطالعه می کردم روزنامه ی جام جم ضمیمه کلیک یکشنبه ها بود اِ یه صفحه ای داشت ترفندهای کامپیوتر یه صفحه هم داشت ترفندهای موبایل اون زمان ها سرچ ان سرچ ورژن پنج ورژن سه نوکیا ان هفتاد و سه هشتادو پنج خلاصه اون صفحه رو خیلی می خوندم طوری که یه کالکشن اینقدی چیده بودم واسه خودم ضمیمه نگه داشته بودم آرشیو کرده بودم.اینقدر به این ضمیمه ی کلیک علاقه مند شده بودم و از اون ور سایت پی سی دانلود می رفتم یه سایتی زدم به اسم پی سی کلیک ادغامی از این دو تا، شروع کردم کار نرم افزاری کردن اینا مثلاً اون زمانم کسی نبود ما را راهنمایی کنه مشاوره کنه که آقا این کارای تو اصلاً به درد نمی خوره این دانلود نرم افزاری که داری کپی می کنی از مثلاً سایت پی سی دانلود به چه درد تو می خوره؟ همین جور کار می کردیم و خوشحال بودیم که وب سایت داریم، روزنامه کلیک هم دائماً می خوندم.اِ چهار، پنج سال گذشت و سایتم همچنان کار می کرد اما حالا بازدید و رتبه و اینها هم داشت ولی خُب زیاد پولی واسه ما نمی ساخت، تقریباً هیچی نمی ساخت و در کنارش حالا یه کارای کوچک طراحی سایتی می کردیم و اینا بعد دیگه یه برهه ی زمانی به خودم اومدم گفتم بابا تهش چی؟ حالا چهار سال گذشت، پنج سال گذشت، حالا هرچه هم بگذره بازم درست پیش نمی ره .سایت رو فروختم به قیمت هفتصد هزار تومان فروختم باهاش رفتم دوچرخه خریدم، یه دوچرخه خریدم چون اصفهانم زندگی می کردم خیلی اصفهان فلته جون می ده واسه دوچرخه سواری، از خونه تا مدرسه تا پیش دانشگاهی با دوچرخه می رفتیم.

محمد پیام بهرام پور:شما اصفهانی هستید؟

علی حاجی محمدی:اصفهانی هستم

لینک ادامه مطلب در وبسایت بهرام پور